تا حالا شدع ی جوری شین ک هیچی خوشحالتون نکنع و حوصلع هیچچچ کاریو نداشتع باشین؟/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
هنع اینجور نیستن میدونی چیع منم اینم چون فک میکنم تو دنیا کسی حرفمو نمیفهمع کسی فکرش ش ...
وای دیقاااا حرفامو زدیا...دیقااا همین حرفاتع حرفم......مرسی ژینا...خودم از انرژی منفی متنفرم...شرمندع ک امشب ی فاز منفی بت وارد کردم..حتی تاپیکای منفیم نمیرم از بس ک از فاز منفی بیزارم...پس درکت میکنم ک چقددد امشب بت انرژی منفی وارد کردم و چقد روحتو ازار دادم.....شرمندع /
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
وای دیقاااا حرفامو زدیا...دیقااا همین حرفاتع حرفم......مرسی ژینا...خودم از انرژی منفی متنفرم...شرمند ...
@ایسان234 از توم عذر میخام ب خاطر فاز منفیم.....هیچوقت نمیخاسم اینجوری تاپیک بزنمو چس ناله کنم......شرمندع ک حاالتو بد کردم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ن من دیگ هیچی تاثیر نمیزارع روم نگار من خودمو پیدا کردم فقط خاستم بدونی تنها نرفتی این راهو&n ...
کاش بشع بعد این بی حسی مطلق منم خودمو پیدا کنم...فقط ازین دورع بگذرم بدون هیچ مشکلی نصف راه زندگیمو رفتم /
چش چش واسا/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
دشمنت شرمنده. دوست یا خواهر فقط ب درد خنده ها کنمیخوره روزای بد ادم باید کنارهمباشیم. تن ...
/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/