دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست
تا حالا جن ندیدم. باورم اینه که از دید ما خارجن اگه هستن. می دونی آدم ها اصلا نمی تونن همه رنگ ها رو ...
چون رقیق هستن اما هر چه جلو تر میریم غلیظ تر میشن
دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست
دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست
دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست
بخدا ما تاشب اینقد دغدغه خواهیم داشت که اصلا یادمون نمیاد ناهار چی خوردیم
دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست
دل به دریا زده ام باز ولی عشق مپرس حاصل اینهمه سر کوفتنم دیگر چیست تو اگر آفريننده احساس زنی پس دیگر پرسش از اینهمه دل سوختنم دیگر چیست ب دَم اینبار هم از دولت عشقت صبحی ظلمت این دل و رسوا شدنم دیگر چیست