جهیزیه م رو که آوردم بچینم فقط خودم بودم با شوهرم و پدرشوهر و مادرشوهرم
شوهر ِخواهرشوهرم تیریپ قهر داشت اون وقتها ، به خاطر همین خواهرشوهرم تو جهیزیه چیدنم نبود ، بعد پدرشوهرم به مادرشوهرم گفت اعصابم خورده نذاشته بیاد جهیزیه چیدن زنداداشش (برای دخترش اعصابش خرد بود ) بعد مادرشوهرم در یک حرکت تاریخی گفت اشکال نداره حالا بعدا میاد هرجاشو که دلش خواست به سلیقه خودش تغییر میده 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂