2777
2789
عنوان

نوستالژی

78 بازدید | 2 پست

باران باریده ؛

همه چیز رنگ و بوی دیگری دارد ،

دل من باز حال دیگری دارد .

شاداب است

مثل گلبرگ گل یاس

 خوشحال است

مثل ماه شب چهارده که زیباست

می خندد

خنده ای از جنس آفتاب

گریه اش هم تکه ایست از مهتاب

 به دنبال پایان افق می گردد

چشمانم را می گویم

دل باز می گوید

 افق جاییست آن بالا

در دل پاک فضا

من نمیدانم که افق کجاست

آن بالاهاست

 یا که در دل فضاست

من فقط می دانم که این کار خداست

زیباست

آرامش دارد

من باز ، می گردم

می گردم و می گردم و می گردم

به دنبال پایان افق می گردم

به دنبال جایی می گردم

که باز

داشته باشد خبری از دریا

 باشد مال خدا

 خدایی که به من جان داد

نعمت ها فراوان داد

اوست یک دوست بی منت

خوب و دانا

 مهربان و پاک و زیبا

در کنارم حس می کنم او را

و ندایی که می گوید

 خدا دریاب ما را

شعر 14 سالگیم 😊

انشاءلله امضای خدا پای آرزوهاتون   

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108