« عاشق باش »
آسمون یه رنگیه ، اما پر از دلتنگیه
چشمای من درگیرشه، درگیر این دلتنگیه
آروم آروم ، دونه دونه بارون میاد بی بهونه
سر به سجده میزاره ، این عاشق دیوونه
آره ، عاشق شده قلبم
آره ، درگیر این حسم
چه حس تازه و نابی
شدم درگیر بی تابی
شدم عاشق شدم مجنون
شدم فرهاد شدم دل خون
رها شدم از این قفس
اسیر شدم به دست نفس
اسیر اون بالا شدم
اسیر عشق خدا شدم
می دونم عاشقی سخته
ولی نه برای بنده
ولی نه به خاطر معبود
ولی نه برای مسجود
وقتی که معشوقت ، اون بالا باشه
آره درسته ، خدا باشه
تو زندگیت هیچی کم نداری
وقتی همه تنهات بزار غم نداری
تو این دنیای رنگ و بارنگ
بین این همه آدمای رنگ رنگ
کی میتونه یارت باشه
غیر از خدا همدم و غمخوارت باشه
آخه غیر از خداوندگار
هیچ کسی رو نیست اعتبار
بلند می گم تا بشنوی
زود عاشق بشی طولش ندی
خدا که ما رو آفرید
از روح خودش تو بدن همه دمید
آره ، بدون که تو خدایی هستی
کم چیزی نیستی ، الهی هستی
خودت رو کم ندون ، عاقل باش
توی این دنیای خاکستری ، عاشق باش
شعر 13 سالگیم 😁