2777
2789

ده روزه اومدیم خونه خودمون‌. شوهرم که کلا یک آدم دیگه شده. نامزد خواهر شوهرم پلاسه چون خونشون سوییت مادر شوهرم شبها میاد طرف ما اتاق خواب ما چون فضاش کوچیک بود بخاری نداره و در بازه. کلا در طول مدتی که شوهرم خونست نمیتونم پیشش دراز بکشم. مامانمم از دیشب اومده. خواهر شوهرم و نامزدش تو اتاق عشق و حال من  و شوهرم شدیم خواهر برادر

الهی همتون یک روز آرزوهاتون زندگی کنید.

🙁🙁

مدتهاست تصمیم گرفتم،،،هروقت از کسی رنجیدم یا دلم رو شکست،،، به یاد روزی باشم که ممکنه هرگز در زندگیم نباشه،،، اون روز رو مرور میکنم،،، انقدر، که نبودنش رو باور میکنم،،،بعد تو ذهنم براش غمگین میشم،،، و شاید یک عزاداری ذهنی،،، و بعد ارزو میکنم کاش بود و ازش میگذشتم،،،بعد به خودم میگم حالا اون هست پس ببخش و فراموش کن،،، از بخششم شاد میشم و از بودن اون شادتر،،، به همین راحتی،،، این فرمول جدید ارامش من است🌸🌈

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز