ده روزه اومدیم خونه خودمون. شوهرم که کلا یک آدم دیگه شده. نامزد خواهر شوهرم پلاسه چون خونشون سوییت مادر شوهرم شبها میاد طرف ما اتاق خواب ما چون فضاش کوچیک بود بخاری نداره و در بازه. کلا در طول مدتی که شوهرم خونست نمیتونم پیشش دراز بکشم. مامانمم از دیشب اومده. خواهر شوهرم و نامزدش تو اتاق عشق و حال من و شوهرم شدیم خواهر برادر