من یه جاری دارم که تو مدت دوستی و نامزدیمون علاوه بر خودش خواهرش هم چمبره زده تو زندگیم
خواهرش هرشب پیام میداد کار مهمیم نداشت هرساعت و هردیقه در حال پیام دادن بود
هرچی میخاستم از سر بازش کنم میگغتم کار دارم درس دارم مهمونیم و اینجور حرفا
یا خیلی وفتا بااینکه آنلاین بودم پیاماشو بی جواب میذاشتم
واسه نامزدیمونم مادرشوهرم از جانب خودش دعوتشون کرد خواهر مادر جاریمو
چندشب پیشم تولدم بود مادرشوهرم گفت اونام دعوت کن اما نکردم در نتیجه جاریم خودشم نیومد
اخرش دیگه خواهرش انقدر مزاحم شد تصمیم گرفتم بلاکش کنم
بازم دست بردار نبود هی زنگ و پیام بلاک شده میومد رو صفحم
دیشب مهمون داشتیم سرشام دیدم گوشیم زنگ میخوره پاشدم دیدم اونه با خط مادرش زنگ زده بود
منم زدم سیم اخر گوشیو گرفتم دستم به جاریم ویس دادم که من درس و امتحان دارم وفت چت ندارم اگه جواب خواهرتو نمیدم بگو ناراحت نشه چون کار مهمیم باهام گفتم میخام خطمو عوض کنم ممون میشم شمارمو به کسی ندی
خلاصه شد دعوا بین شوهز من شوهر خودش
امروز شوهرم میگفت داداشم زنگ زده مامانم گفته زنم خواهرشو کلی کتک زده و این چیزا
عجب زن وحشی ایه میتونست یه کلمه ب خواهرش بگه به جاریم پیام نده خوشش نمیاد این همه آشوب لازم نبود