پرت شدم رو تخت پامم خورد لبه تخت .میخواست منو بزنه ولی بچم گریه میکرد من بحث نمی کردم باهاش .سر اینکه طلاهای منو فروخته برای قسط و قرض حالا میخواد برای خواهرش طلا بگیره .میگم مجبور نیستی تازه خرید د یگه هم براش کرده می خواد عروسی کنه. این داره خود شیرینی میکنه