من دیدم 13 سالم بود یکی از اقوام پدربزرگم بود تو مهمونی بودیم یهو زنگ زدن به پدربزرگم گفتن بیا فلانی داره میمیره با دوتا از برادرای پدربزرگم رفتیم اونجا دست و پاشو نگه داشتن تکون میخورد خیلی میلرزید بعد از 3 دقیقه بی حرکت شد خیلی عجیب بود برام یادم نمیره