این روزا بیش از حد دپرسم....زندگیم درگیر کویید شده خودم یک هفته پیش از قرنطینه اومدم بیرون و رفتم سرکار (پرستارم)ولی اونجا هم شیفت های سنگینی برام گذاشتن و باعث شد حالم بد بشه ولی مسئولم میگه باید بیای یا برو
مثلا از ۲۴ ساعت ۲۰ ساعت شیفتم تازه میام خونه هم مسئولیت های خونه رو دارم مامانم و خواهرم میگن یه مدت کار رو ول کن خیلی دوست دارم چون بشدت خسته م از کار....ولی نمیتونم بی مهابا کار رو ول کنم چون بدهی و قسط زیاد داریم و شوهرم نمیتونه به تنهایی بپردازه ...ولی واقعا خستم هیچ وقت اونجور ک دوست داشتم زندگی نکردم همیشه زندگیم فدای مصلحت ها شده