من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
چراااا نی نی یار لغو نمیکنهههه هم تو خصوصی گفتم هم دو بار تاپیک زدم واااسش
ما نمیزاریممممم.......سوگل میای خفت میکنمااااا......اف شو اصن کاری نداشتع باش چی میگذرع فردا ان شد نخاستی بعدش تعلیق بزن..خوبع؟/
کلت داغغ الان/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
کسی که طرز فکرش با شما متفاوت است، دشمنت نیست، فقط انسان دیگریست . 🌱💚🌈 توضیح دادن نشانه ضعفه. شما هروقت سعی میکنید چیزی رو بیشتر توضیح بدید، بیشتر ضعیفید. پس قدرت در اینه که راجع به هیچ چیز، هیچ توضیحی ندید، هیچوقت.😊دوستان:😂😂منظور مهران مدیری این نبود ک موقع تبادل نظر برای همدیگه توضیح ندین. منظورش این بود ک اگ یه راهی رو انتخاب کردی و مطمئن بودی درسته و دیگران همش میخواستن منصرفت کنن، بهشون توضیح نده.تو راه خودتو برو، اونا نتیجه رو میبینن، و میفهمن ک تو انتخاب درستی داشتی
@کاپ_کیک_عصبانی خودت میدونی من عصاب مصاب ندارم فحشم خوب میدم پس ادم باش دلبندم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ول کن اون نفهم بود یه حرفی زد..................................... جون من نرو.........................................باشه.....................................
خدااایاشکرت هوامو داری.......خدایاشکرت تا قبل از 1فروردین 1402 خبرهای خیلی خیلی خوبی بهم میرسه...😍و به ارزوم رسیدم خدایاشکرت
بخای نخای هر ادمی بضیا هسن دوسش دارن بضیام هسن نمیخانش...تو مسعول طرز فکر بقیع نیسی..اینو بفهم.....قرار نیس ک همع تورو بپرستن..بضیام هستن از تو خوششون نمیاد..اینو قبول کن...خب؟/
باید بزاری این جماعت هرجور عارومشون میکنع فکر کنن...تو چرا میخای با رفتنت اونا رو شاد کنی؟/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/