سلام من یک دختر 23 ساله ام که در خانواده ای پسر دوست به دنیا اومدم. پدرم معلم و مادرم خانه دار و یک وضع مالی خیلی معمولی و دوتا برادر دارم. مادر و پدرم خیلی متعصب و سختگیرن و دختر رو مایه ننگ و ابروریزی میدونن و با من به شدن بد رفتارن و فرق میزارن بین منو برادرام. اگر اعتراضی کنم انتقادی کنم کتکم میزنن یا فوش میدن یا تحقیر میکنن. خیلی به حجابم شدید حساسن من اصلا اجازه ندارم شال و روسری سر کنم حتما باید مقنعه مشکی سر کنم حتی تو عروسی. برای من هیچ لباسی نمیخرن نهایتا سالی یکی و بیشتر لباس های دست دوم فامیل رو میپوشم. هروقت مرض میشم میگن تو باعث دردسری و به زور منو دکتر میبرن. نمیذارن بیرون برم حتی کتابخونه هیچ جا نمیزارن برم همش تو خونه ام. نمیزارن گوشی داشته باشم نمیزارن درس بخونم فقط توخونه مشغول بشور بسابم و کار خونه انجام میدم. از طرفی به شدت با برادرام خوبن و احترام اون ها رو دارن. الانم میخان ب زور منو بدن به مردی که اصلا دوسش ندارم ولی خب مجبورم ازدواج کنم باهاش. خیلی دوست دارم خودکشی کنم. خستم از زندگی نکبت بارم که از بدو تولد تا الان هیچ خیری توش نبود.
الهی خیلی ناراحت شدم عزیزم از پدر فرهنگی ات متاسف شدم دختر نعمت و برکت خونه اس بعد ازدواج باز تو هست ...
اتفاقا برادرم با دختری ازدواج کرده که اصلا با معیار های پدرم سازگار نیست پدرم پشت سرش هزارتا حرف میزنه ولی جلوی خودش برای اینکه منو ناراحت کنه کلی با همسر برادرم شوخی میکنه و میخنده و براش تولد میگیره من حتی یکبار تو کل عمرم هیچ هدیه ای از خانوادم نگرفتم
تو فکرش بودم و هستم ولی میترسم هنوز چهره رومینا شبو روز تو ذهنمه اخ بمیرم من برای این دختر درکش میکن ...
درکت میکنم😔 واقعا بعضیا چقدر میتونن حرومزاده باشن
درضمن بهتر از اینکه خودتو بکشی!! که بقیه خوشحال بشن
فرار کنی یه جایی کار کنی یا یکی پیدا بشه بهت کمک کنه اصلا بری تو پارک بخوابی بهتر از اینکه زندونی باشی😐خودم خیلی تو فکرشم دوست عمم همین کارو کرد هنوز پیدا نکردنش
از هیچکس نترس من قبلاً خیلی آدم ترسویی بودم همه بهم زور میگفتن ولی العان هیچکس حق نداره نگاه چپ بهم بکنه
بخدا که واقعیته باز تو شهرمون دخترایی رو میبینم که میگم خداروشکر زندگی من خوبه دخترایی که پدرشون معتاده بهشون تجاوز میکنه دخترایی که پدرشون بخاطر پول اونا رو میده به یک پیرمرد خواهر من ی سری به روستا و شهرای کوچیک بزن ببین چقد دختر و زن بیگاه دارن قربانی میشن ولی اب از اب تکون نمیخوره هیچکس ککش هم نمیگزه
اتفاقا برادرم با دختری ازدواج کرده که اصلا با معیار های پدرم سازگار نیست پدرم پشت سرش هزارتا حرف میز ...
واقعا از ناراحتی سرم درد گرفت عیب نداره ناراحت نباش خدا هر کسی ظلم کنه تو این دنیا جوابش رو میده ظلمی که بهت کردن رو این دنیا حساب پس میدن مطمئن باش ت فقط از خواستگارت خوشت نیومد بله نگو باهاش حرف بزن بگو شرط عقد میخام درسم رو ادامه بدم برم دانشگاه بعد بگو برام مهمه همسرم صبور باشه شما صبور هستین دیگه بگو برام مهمه همسرم خسیس نباشه ومورد بعدی اینه که اخلاق خوب باشه