با شوهرم بحثم شده .ما مستاجریم امسال خونمونو عوض کردیم شوهرم میگه باید مادر شوهرم اینارو دعوت کنم این خونه .بعدگفت خواهرشم دعوت کنم.منم گفتم باشه بعد گفتم پس منم مامانم اینا رو یه روز دعوت میکنم.بعد گفت من گفتم مامانم اینارو دعوت کنم زورت میاد توام میخوای دعوت کنی .گفتم خب چی میشه اوناروهم یهروز دعوت میکنم .گفت اونا واجب نیستن خانواده من مهم ترن من پسرم تو دختری .بعدش اعصابم خورد شد کلی بحث کردم باهاش بهش گفتم ما همش میریم خونه مامانم اینا این همه بهمون میرسن تو زورت میاد یا بار دعوتشون کنی.حالا خانواده من اصلا اونجوری نیستن دلشون نمیاد ما تو زحمت بیفتیم بخاطر همین زیاد نمیان خونمون هر وقتم میان انقد دست پر میان.پدر مادرشو کاری ندارم ولی خواهرش بزرگتره مارو تو کل ۳سال عقد و عروسی یکی دوبار دعوت کرده خونش.بعد همشم تیکه میندازه ما دعوتش نمیکنیم خونمون .کلا خانوادش همش انتظارا دارن از ما
.خیلی ناراحتم خیلیی چیکار کنم