2777
2789
عنوان

چرت و پرت😁😁

| مشاهده متن کامل بحث + 29281 بازدید | 4585 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گفته بودم با پسر همسایه میرم پیاده روی🤨

اسن وقت شب اخههههههه

مجرد و ناکام بمیر ولی نسل فقیر تحویل جامعه نده. بار کج به مقصد رسید... دل به دل راه نداشت... اتفاقا پول هم خوشبختی آورد.... این است دنیای ما:) goftino.com/c/BVamgS پیام بده😐 تاپیک های سال 99 و 1400 رو گردن نمیگیرم :/

7گزارش لطفا مرسی صلوات میفرستم1

نانای اصغرو صغری         نانای اکبرو کبری 💃💃خوشگل خوشگلااااا منممممممممممممم    یه روز یه مرده میخوره به نرده میشینه میخنده هاااار هاااار هااار بی مزم خودتی    لاهناتیای باکالاس با پرستیژ نکشینمون با این چسو بازیاتون کاثافتا     برای عاقبت بخیریم صلوات بفرس دوست عزیز💕

یه روز یه مرده میخوره ب نرده ولی برنمیگرده

😁😁😁😁😐😐😐😐😐

درراستای چرت پرت گویی درتاپیک فعلی

  ایمه موشیمن: شُویِم کِرد، خُوه شِم بو/تِفَر چاره رَشِم بو... آره خلاصه اونجا که حمید عسکری میگه: هیچکی مثه من تورو دوس نداره اینو از تو چشام میتونی بخونی،تو بودی جونم و عمرم و کسی که میخواستمو قسمِ راستمو که میخوای بدونی🥺💔* به چشمانم نگاه کرد وگفت؛ بگو دوباره به این جهان بازخواهیم گشت ومرا...حتی اگر درختِ گیلاسی آفریده شده باشم باز خواهی شناخت😔💔* یه چی بگم همین الان یادم اومد یادش بخیر سریال  چار خونه رو بچگیام میدیدم ساعت ۱۱ از شبکه سه پخش میشد،مامانم میگفت برو بگیر بخواب بچه دیروقته ولی مگه میشد همه ببینن من نه؟ یادمه شنبه ( جواد رضویان) با این حلبای روغن و یه چوب و چن تا نخ گیتار درست کرده بود منم پیله کرده بودم به بابام که باید واسم درست کنی😅😂تهش رفت یه دونه از این اُرگا واسم خرید گفت اونو بیخیال شو دختر ولی من هنوز فک میکنم به اون حلب روغن و این اهنگ قیسمت نَمیشه اینگار 🙂 یااونجا که میگفت هینگااامه هینگامه😁😥.میدونید ولی هیچ وقت قسمت نشد اونی که باید🙃}}}}* 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️یه چیزی میگم اینو ازمن کاش یادت باشه،جنگی میجنگه حتی اگه کالج پاش باشه👊✌️ 
@دخترلاکچری20    میبینم ک به راه راست هدایت شدی😂😂😂🏹

امضامو میگی 

برای به راه راست شدن شما کاربران عزیز گذاشتم😝😝🖐️

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز