2789
عنوان

شعر*

31 بازدید | 1 پست

می نویسم از دلم از درد های کهنه ام 

غوطه ور چون خسی در گردباد نوشت 

زندگی می‌کشد مرا تا ناکجای غم 

من خسته ام ولی خوش به حال سرنوشت 

نه پای رفتنم بود 

نه جای ماندنم ولی

می برد مرا کاروان سرنوشت 

در گیر ودار زندگی 

شعر من رقم نخورد لابلای دفترت 

من مانده ام چرا هنوز دم می زنی ز سرنوشت 

بارها گفته ای صد بار شنیده ام 

ننویس گناه خود بر پای سرنوشت... 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز