۴ سال سختی کشیدم بس نیست خداا
خانما تروخدا کمکم کنید من از بیفکریم توسن کم با شوهرم اشنا شدم وناگفته نماند ک خیلی خودشو خوب نشون داد الان ۲۰ سالمه ی بچه ۱ ساله هم دارم اما از وقتی ازدواج کردم روی خوش زندگیو ندیدم دائم جنگ ودعوا بی ادبی
خیانت ازش دیدم عصبییه پیش ازحد
خیلی دیکتاتوریه و همش امرونهی میکنه مثلا امروز جمعه بود ومنم ی بچه فوق العاده شلوغ وبازیگوشی دارم ک امروزم ازش گریه کردم هیچ کمکی نکرد فقط ناگفته نماند سیب زمینی سرخ کرد چون دید دیگه پیش ازحد نا ندارم هرجایی بخوایم بریم اماده میشه سوارماشین میشه ومنتظر میمونه اصلا کمکی نمیکنه من میمونم ویه بچه بازیگوش و نق نقو که یه دستم اماده میشم دست دومم بچه رو اماده وپوشک عوض میکنم وغیره و جمع کردن زباله 😭😭اونم مث داماه نشسته هی داد میزمهپچیشد
میرم باهاش بیرون اصلا خوش نمیگذره همش غر دعوا داد زدن زود عصبی وپرخاشگر میشه هرکاریم کردم درست نشد ۲۰ وخورده ای اما اخلاقش شبیه مرد ۶۰ سالس اصلا منم باهاش پیرررررشدم خونوادش زنگ میزنن زورش میاد وانمود کنه زندگیمون خوبه
مثلا دیروز مادرشوهرم زنگ زد وگف کجاس گفتم داره قیمت بخاری و میگیره وایناچون فردا میخواد بره بخره گف خوبه موفق باشید حالا امروز مامانش زنگ زد ازش پرسید مگه نرفتی بخری گف نهمگه قراره برم بعدمادرشوهرم گف خب زنت بم گف منم از اونجا بش گفتم مگه دیروز خودت نگفتی قرار بود امرزو بری چرا میپیچونی اخهههه قطع کرد شدید ازش ناراحت شدم هیچوقت حرفشو باهام یکی نمیکنه توهیچی پایه نیست خانماااا بهم بگید چکارکنم بخدا خستمممم