2821
2789
عنوان

حافظ

70 بازدید | 1 پست

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی ارزد

به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرند

زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد

رقیبم سرزنش ها کرد کز این باب رخ برتاب

چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی ارزد

شکوه تاج سلطانی که بین جان در او درج است

کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد

چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد

تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی

که شادی جهانگیری غم لشکر نمی ارزد

چو‌ حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر

که یک جو منت دو نان دو صد من زر نمی ارزد

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز