عموم که میشه پدر شوهرم وقتی اومد خواستگاریم دقیقا چند روز بعدش سر بحث مهریه و این چیزا خیلی بهش فشار وارد شد و توی شلوارش رید گلاب ب روتون .لباساش و مامانم شست الان یکسره بهم گیر میده این چه خانواده ای انتخاب کردی همش بهم تیکه میندازه
👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍...........
روزی که دختردار بشمبه دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک دختر توو مملکتمونعروس شدنو خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونمقراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!«باور کنید موفقیت یک بانو در گرویعروس شدن و مادر
کدخدایی که گمانگرده خدای ده ماست🙃 کدخدا نیست بلای ده ماست 😔خانه اش در ده ما نیست جدای ده ماست😔 بینوا بی خبر از حال و هوای ده ماست😕 کد خدا دیر زمانیست که دیوانه شداست😶 از زمانی که به دیدار خدا رفته و در خانه شده است 👳خانه را دیده خدارا نه ولی با همه بیگانه شده است🕵 غافل از انکه خدا در همه جای ده ماست👆 بینوا بیخبر از حال و هوای ده ماست🏕
منتظر معجزه خدام.. :) بازمیشه این در ...صبح میشه این شب ... صبر داشته باش ... :)کسایی که توی تاپیکشون یا امضاشون درخواست صلوات دارن من براشون صلوات میفرستم اما حال ندارم اعلام کنمتا اینجا اومدی یه صلوات مهمونم کن به عشقم برسم:)از این کاربری دونفر استفاده میکنه خانم مارپل بازی در نیارین بگین تاپیک ها فرق داره
👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍...........