چه روزایی بود ..یه بار اقدام کرده بودم فک میکردم همون اولین بار میگیره و باردار میشم رفتم یه لباس نوزادی هم خریدم برا سوپرایز شوهرم..هوووف چ دل خجسته ای داشتم ..ماه اول ک منفی شد دنیا رو سرم خراب شد ..چقد ناامید بودم..بعد دوستام میگفتن تا ۶ماه ایرادی نداره ..ماه دوم و سوم و .... تا ششم اقدام کردم نشد ک نشد ..رفتم دکتر گفت تا یکسال طبیعیه ..خلاصه سال اول و دوم گذشت همچنان منفی ..بعدش دکتر رفتنم شروع شد ..امپول زدن و قرص خوردنا و سونو رفتنا و ای یو ای و .......
تا سال نهم همچنان ادامه دادم ..هزینه ای وی اف رو نداشتم..دکترام میگفتن دیگه نیا دکتر تا زمان ای وی اف ..منم بیخیالش شدم..گفتم خدایا من تا اینجا تلاشمو کردم و تو نخاستی ..از الان بعدم من دیگه دکتر نمیرم ..چون ن پولشو دارم ن حالشو ..بیخیال شدم چسبیدم ب زندگیم ..سه ماه پیش من خود ب خود باردار شدم و خبر نداشتم ..تقریبا دوماه و یک هفتم بود ک فهمیدم باردارم..واقعا پی بردم ک تا خدا نخاد هیچ دکتری نمیتونه کاری برا من کنه ..وگرنه من ن تخمکی داشتم ن همسرم اسپرم درست حسابی داشت ..
اینم از خاطره باردار شدن من ..همیشه توکلتون ب خدا باشه ..من بنده خوبی نبودم همیشه بچه رو از دکترا میخاستم ..از امپول میخاستم ..امپولی ک تخمک منو بزرگ کنه .. هیج وقت از خدا نخاستم ..خدا خیلی بزرگه ما بنده های خوبی نیستیم ..
بچه ام سید طباطبایی میشه ان شاءالله بحق جد بچم که هییییییچ زنی حسرت بچه رو دلش نمونه ❤انتظار خیلی سخته ..خیلی تلخه❤از همه سختتر تحمل کردن حرف و حدیثای مردمه ..از همه تلختر حسرت پدرشدنه همسرته ..خدا بحق ابروی حضرت زهرا دامن تماام زنای منتظر رو سبز کنه ..
یه حمد هم برا سلامتی نی نی من بفرستید ..دعا کنید سالم و سلامت بغلش کنم