اره عزیزم
منم ی روز نمیرم پدرشوهرم زنگ میزنه چرا نیومدی دلمون تنگ شده خودتو. میگیری و. اینا آخه ما سه تا جاری رو ب رو خونع کادرشوهرمیم
جاری بزرگم هزار حرف میزنه از. جاش تکون نمیخوره وقتی اونجاس ولی هیچی نمیگن چون عادت کردن ب رفتارش با خنده هم همه ی حرفاشو. میزنه
ولی من ترجیحم اینه خاطره خوبی از من بمونه براشون دو روز دگ شاید. من نباشم یا اونا نباشن
برام مهم نیس
ب رفتار خودم ادامه میدم تو. همه چی دست ب کمکشونم هستم حالا اگ جبران کردن ک خوبع اگ ن هم من واسه خودم کردم
درکل مهربونن