من نه دیگه زیاد بلد نیستم!
مادرم دیگه نزاشت ادامه بدم!
شدیدا مخالفت کرد، سرپیچی از دستور مادر نمیشه دیگه!!!
من اول علاقه داشتم شافل یاد بگیرم یه بار داشتم انجام میدادم پام پیچید توهم خوردم زمین داداشم داشت آب میخورد پرید تو گلوش داشت خفه میشد مادرم نمیدونست من رو از رو زمین بلند کنه یا داداشم رو آبیاری کنه!
دیگه ازاون به بعدم شافل تو خونه ما حرام شد!
خودمم دیگه علاقه زیادی ندارم
البته همیشه تو خونه میرقصم و بلدم
ولی شافل نه دیگه
تازه داداشم هروقت با من کار داره انجام ندم تهدید میکنه که تجربه زیبام رو بین فامیل به اشتراک میزاره
کلا پشیمون شدم دیگه
خب چرا دوتا دوتا و آروم انجام نمیدی؟
تا کم کم بتونی همه رو انجام بدی!