سلام خانما شوهرم با پدرم دعوا دارن شوهرم خیلی آدم درستیه و بدش رو اصلا نمیخواد ولی کلا میگه باهاشون هیچ رابطه ای نداشته باشیم به خاطر یه مشکلاتی الان سه ساله و من تا الان کاملا اعتمادشو جلب کردم چندیدن بار بابام اومده در خونه ولی چون شوهرم گفته بود راضی نیستم درشون رو باز نکردم ولی خیلی خیلی غصه میخوردم هر چی باشه پدرمه بگذریم الان خواهرم بخاطر کلاس هاش گوشی گرفته شمارشو پیدا کردم و با هم چت میکنیم خب دلم تنگ شده براشون به نظرتون بهش بگم میترسم خودش بفهمه دیگه بهم اعتماد نکنه.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ینی چی که راضی نیست اون پدرته به گردنت حق داره بهش بگو اگه تو با خانواده ی من مشکل داری اوکی ایرادی نداره اما حساب من جداست اونا خانواده ی من هستن من نمیتونم راهمو ازونا جدا کنممممم
عزیزم شما سعی کن زنجیره ای باشی ازجنس محبت بین پدرتو همسرت ،بادروغ مصلحتی پیش هرکدومشون تعریف دیگری وکن،منم دونفر از اقوام باهم ارتباط خوبی نداشتن اونا پدروپسر بودن،به پسرش به اون خانم گفتم تعریف همسرتو جلوی پسرت کن تعریف پسرتوجلو همسرت خودت خانمی میتونی از سیاست استفاده کنی
تاتوانی رفع غم از چهره ی غمناک کن،درجهان گریاندن آسان است، اشکی پاک کن😍
با اینکه تورو از دیدن خونوادت محروم کرده بعد میگی شوهرم آدم درستیه
اگه درست بود نمیگفت باهاشون قطع رابطه کنیم
چرا انقدر کوتاه اومدی؟
کاش میشد درخت بودم، کاش تکه سنگی بودم در اعماق اقیانوس، کاش میتوانستم حیوانی باشم در دشتهای سرسبز و آزاد، نمیدانم، کاش هر چیز عجیبی باشم جز یک زن در دل خاورمیانه 💔