2777
2789
عنوان

دعوا😥

142 بازدید | 14 پست

من ب شوهرم گفته بودم ک برای تولد سال دیگش با خانوادم ی سری وسایل ک لازم داره رو میخریم براش حالا یکسره رو مخ من ک چیشد چیشد حالا امشب تو ماشین گفت دیگ لازم نیس شما بگیرین مامانم میگیره شما تا دوسال هم نمیگیرین منم حرصم گرفت وقتی اومدیم تو خونه مثل هرشب صبر نکردم در پارکینگو براش ببندم اومدم تو خونه بعدش اومد گفت چرا نموندی منم گفتم درم بده مامان جونت ببنده اونم داد زد اره همین ک‌ هستو لازم نکرده شما چیزی بخرین منم گفتم بهتر نمیخرم خلاصه قهریم بنظرتون مقصر کیه؟

🤪

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

شما چون براش توقع ایجاد کردی والان پر توقعه که چرا کارو براش انجام ندادین

دقيقا ، كاريم كه خانوادت ميكننو يه جوري بزن تو پيشونيش كه بدونه بايد كلي قدردان باشه نه كه پروبازي هم دربياره

دقيقا ، كاريم كه خانوادت ميكننو يه جوري بزن تو پيشونيش كه بدونه بايد كلي قدردان باشه نه كه پروبازي ه ...

تازه میگفت شما منت میزارین سرم در صورتی ک بخدا من اصن ی کلمه حرفم نزدم

🤪
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته