ما با هاشون قطع رابطه کردیم امرو پدر شوهرم اس داده به شوه م که بچتو فردا بیار ببینیم شوهرم جواب داد هر وقت تونستین برام ارزش قایل شین وقت خواهرم از اون اپارتمان بهن بدین می ام وگرنه فک کنین من مردم
آره مجرده.خب راضی نیست پسرش واسه بچه ی من خرج کنه.ناگفته نماند که چندروز بعدش برادرشوهرم طفلی یواشکی اومد خونمون سکه رو داد رفت.کلی هم واسه دخترم تا الان چیز میز خریده
یه"آنه"ی درون دارم.که نمیدونه با تکرار غریبانه ی روزهاش چه غلطی بکنه
خيلي خيلي خانم مهربون و با شخصيتى بود هنوز چهلمش نشده .هميشه احترام متقابل رو حفظ كرديم با وجود اختلاف سليقه و عقيده اي كه داشتيم.براش بهشت رو آرزو ميكنم🙏