سلام وقت بخیر، من با آقایی قراره ازدواج کنم، ایشون یه مغازه داره و چون خودش نمیتونه همیشه مغازه باشه یه شاگرد داره که یه دختر20 سالس منم 22 سالمه، بعد این آقا بعضی وقتا که بیکاره خودشم میره مغازه تا کارا تعمیری رو انجام بده، من خیلی نگرانم که با اون دختر تو مغازه باشه، هزار بارم گفته که نگران نباش و باید به هم اعتماد داشته باشیم ولی من بازم نگرانم. بهم میگفت اگه کسیو میشناسی بگو تا بیاد شاگرد ولی خب کسی نیست بنظرتون من الکی نگرانم، چکار کنم؟
شما خودت کار میکنی ؟ اگر کار نمیکنی بگو خودم میخوام بیام وایستم هم حقوق دارم واسه خوودم هم سرم گرمه ...
من خودم یه مدت اونجا کار کردم باهم آشنا شدیم برا ازدواج، این خانمم قرار بود نامزد کنه رفت که من رفتم، نامزدیش به هم خورد دوباره اومد منم رفتم دانشگاه نشد دیگه الانم که خونم خب اون مغازه کار میکنه زشته بگم اون بره