بچه ها من چند وقت پیش چون قصدم عوض کردن کابینت بود فر و سینک و گاز رومیزی و هود خریدم تا گرون تر نشده. از اون روز یه چیزی مثل خوره ذهنمو میخورد که تا گرون تر نشده برم کابینت کنم. حالا بماند با چه بدبختی شوهرم را راضی کردم کلی هم از مامانم اینا و.. قرض کردم خلاصه کابینت کار احمق تو سرم کناف سقف و بین کابینتی و اینا هم انداخت. خلاصه 72تومن تا حالا برامون افتاده البته یه مقدارش چک هست که تا ماه دیگه باید پرداخت کنیم. خودم کارمندم. بدبختی من اینه فکر میکنم تو رنگ کابینت بدسلیقگی کردم و یه جورایی به حرف فروشنده گوش کردم. اصلا خوشحال نیستم کابینت ها داره عوض میشه احساس میکنم احمقی بیش نیستم. از فردا قراره برای نصب بیان ما خونمون نیستیم. جرات نمیکنم جلوی شوهرم بگم من پشیمونم اشکم دراومده. عذاب وجدان که خودمون را تو این خرج سنگین انداختیم. کسی مثل من بوده و این تجربه را داره