2تاآقازاده هستن یکی مومن ومذهبی باخدا. یکی راه کج. یه دختر روستایی میاد بااون که راهش کج دوست میشه که زندگیش عوض بشه فکرمیکردپول این چیزها خوشبختی. اون 2تاآقازاده ضد هم هستن و آقازاده خوبه حامد دنبال اینکه نیمارو به خاطر اختلاس هاش بندازه زندان. اما نیما اون دختر شهرستانی که اسمش راضیه رو میفرسته توی زندگی حامد که دهن حامد ببنده. حالا این وسط راضیه عاشق حامد میشه و......