من یه نوجوان دهه هشتادیم....
یه نسلی که جز درد و سختی چیزی ندید...
نسلی که هیچ وقت درک نشد...
نسلی که اوج حوادث دنیا رو بخود خود دیده....
نسل دوستای مجازی....
همکلاسیای مجازی...
زندگی مجازی...
رابطه ها و احساسات مجازی....
قلب های مجازی...
و خلاصه نسل دنیای مجازی....
ماها همونایی هستیم که بهمون لقب گودزیلا دادن...
همونایی که بهمون میگن کنکورت از همه چیز مهمتره....
همونایی که اگه نت مون تموم شه از کل کلاس و درسمون عقب میافتیم...
همونا که اگه گوشی مون بسوزه دنیامون به پایان می رسه...
تو این وضع اقتصادی خراب کی میتونه یه گوشی برای بچش بگیره اونم فقط بخاطر اینکه یه وقت از درساش عقب نیفته و اینده ای که به یک کنکور وابسته اس از بین نره...
ما کسایی هستیم که باید تو خونه هامون زندونی باشیم اونم تو سنی که نیازمند رابطه با دوستانمون و تحرک و شیطنت هستیم...
همونایی که باید همش باید خبر مرگ اطرافیانمون و بشنویم و سکوت کنیم....
همونا که سیل و زلزله و گرونی و تورم و کرونا و....خیلی چیزای دیگه رو با همه وجودمون لمس کردیم...
اره ما نسلی هستیم که از مرگ هیچ ترسی نداریم و
منتظر عزرائیل ایم...
تا شاید اروم بگیریم
.