من ۱۹ سالم بود تو دوران عقد جدا شدم.
طرفم مشکل روانی داشت وحشتناک.
خلاصه خب هرکی از من میپرسید علت جداییو واقعیتو میگفتم.
بعد زنداییم یسری پرسید منم گفتم اره مشکل داشتو اینا بعد رک تو روم گفت البته ما که نمیدونیم کی راست میگه کی دروغ.باید بریم از اون طرفم بپرسیم
واای یعنی من واقعا حالم بد شد.انقدر گریه کردم تا شب.
دقیقا بعد ۶ ماه برای تک پسرش زن گرفت.بعد دوماه طلاق گرفت..بعد اومده بود خونمون از عروسش کلی بد گفت.ماهم هیچی نگفتیم میخاستم بگم ما که نمیدونیم کی راست میگه کی دروغ.
بعد عمه ام به مامانم گفت دخترت پدر روسرش نبود اینجوری شد.بعد برای منم انقد قیافه میگرفت حد نداشت حالا انگار جدا شدم قتل کردم.یه دختر ۱۹ ساله که جدا شده روحیشم داغونه دیگه چه قیافه گرفتنی داره.خلاصه اون موقع تک دختر خودش ۱۴ سالش بود گذشتو دخترش ۱۹ سالگی ازدواج کرد ۳ سالم با طرف زندگی کرد.امشب خبر رسید که دخترش داره طلاق میگیره..دلم میخواد برم بگم دختر تو که پدر گردن کلفت رو سرش بود چرا طلاق گرفت.
یعنی بعضیا شعور ندارن وقتی کسی درد داره شکست خورده زخم زبون نزنن..هیچ کس از خداش نیست جدا شه یا شکست بخوره.
حالا خداروشکر من ازدواج کردم با یه پسر مجرد زندگیمم عالی.همشونم انگشت به دهن موندن.
ولی حرفا و زخم زبوناشون یادم نمیره.یادم میاد عمم چقدر برام پشت چشم نازک میکرد .
ولی زمین عجیب گرده🙇