سلام.من تقریبا ۴۵روزی میشه قبلا بهش شک کردم یه شب که رمز گوشیشو متوجه شدم رفتم سراغش چتهاشو با یه دختر محرد که شاغله دیدم قربون صدقش رفته بود.مرگو باچشمام دیدم حس کردم.نصف شب بود حالم خیلی بد بود بیدارش کردم شاکی شد چرا رفتی سراغ گوشیم.بهونه اورد.تهمت زد تهدید به خودکشی کرد خیلی بحثو دعوا داشتیم تا همین الان.با اون خانم هم تماس گرفتم گف به خدا هیچی بین ما نیس.ولی من اعتمادمو به کل از دست دادم.داغونم با دوتا بچه بدون پشتوانه.نمیدونم چیکار کنمهمش استرس دارم.مشاور هممیگه اعتماد کن زندگیتو از سر بگیر.ولی من نمیتونم توی برزخم.برام دعا کنین