نه عزیزم چطوری میشه انرژی درمانی یاد گرفت من هیچی نمییدونم درموردش و چاکراها نمیدونم چیه ترو خددا بهم یاد میدی یا بگی کجا یاد بگئیرم ...من ندای درونم فعاله بهش گوش میدم شاید یکی مدام باهام الهام میکنه و درست ه ...یکسال پیش بهم الهام شد یروزی شوهرم حتی نون و ابی ک خونشون خوردمو هم ازم میخواد محاسبه کنه بگیره ..اختلاف پیش امد در جریان جدایی هستم این کارو میکنه .....دقیقا همون طوری ک بهم الهام شده بود
نه عزیزم چطوری میشه انرژی درمانی یاد گرفت من هیچی نمییدونم درموردش و چاکراها نمیدونم چیه ترو ...
من چیزی زیادی نمیدونم ازش در همون حد ک گفتم واسه تخلیه هست ی جلسه رفتم اونم چند سال پیش یادم رفته چطور بود اصلا ی ترتیب خاصی داشت که باید ضربه میزدی به بدن من یادم نیست . کجا یاد بگیری نمیدونم من پیش یکی اشنا رفتم
نه عزیزم چطوری میشه انرژی درمانی یاد گرفت من هیچی نمییدونم درموردش و چاکراها نمیدونم چیه ترو ...
جشبها از اوج ناراحتی 2/3ساعت فقط خواب دارم دیشب رفتم تو حیاط رو باسمان پر ستاره خیلی گریه کردم با دلشکستم ک شوهر واقعا نامره و مقصره والانم همهجوره اذیتم میکنه واگذارشکردم بخدا ک خودش نابودش کنه و حرفی کبهم زدو سرزنشم کرد بخودش برگرده بهم گفت تااخر عمرت خوننشین بابات شدی و بیوه شدی کسی گ.و.ز حسابت نمیکنه دیگه ..وللی سعی داره حقوقمو تعضیع کنه از خدا خواستم خودش جوابشو بده ..اومدم خوابم برد خواب دیدم تو خونشووون اینقدر شلوغه و هم درحالت اختلافم منم رفتم یعده از زنا گریه میکردن براش اولی من هیچی نمیپرسیدم ک مرده یا زندس انگار میگفتن تصادف کرده رفته تو کما دست و پاهلشم شکسته دیگه چون تو کماست مرخصش کردن ببرید خونه تو راهن دارن میان بعضیا گریه میکردن من مونده بودم گریه کنم یا نه نمیکردم بهم میگفتن زنشی یکم گریه کن ..یهو اودنش رو تخت بببود و خانوادش گریه میکر دن .....واقعا اذیتم کرده شارلاتاااان بود نمیدونم چی میخواد بشه خواب نبود اصلا تو واقعی بود همه حالاتم همه خانوادش میومدم دورم ک ببخشمش من هیچی نمیگفتم ولی شدیدا درونم عصبانی بودم