سلام،دوستان من باردارم،4ماھمع پریشب مادرشوھرم و ما مھمان بودیم خونھ مادربزرگ ھمسرم.....ھمسرم دوستنداشت بریم و بع مادرش گفت من نمیام کار دارم،،،،،،و ما نرفتیم..پدرشوھرمم چون قھربود نرفت خلاصع من تنھابودم ساعت11شب زنگ آیفون زدن و پسرعموھای مادرشوھرم اومدن دنبال پدرشوھرم کع ببرنش آشتی کنع با پدرزنش....من نمیدونستم ک قھر بودن اونا اومدن و ھرچقدر در زدن پدرشوھر باز نکرد و انقدررررر سمج بودن ک از پنجرع رفتن داخل منم نگران شدم و دیدم پدرشوھرم اومد درو باز کرد و رفتن 2ساعت بعد ک برگشتن درو واسشون باز کردم رفتم جلوو مامان بابای شوھرم و بانگرانی گفتم نگرانت شدم بابا کھ یک آن چنان کوبید توصورتم ک دماغم خون افتاد وو گفت خیلی غلط کردی درو باز کردی واسشون وآبرومو بردی ولی من تقصیری نداشتم و بی اطلاع بودم،مادرشوھرم فرستادع بودشون
ازشون شکایت کن هم بخاطر کتک هم بخاطر فحش ،اگه یه جا زندگی میکنین همینو بهونه کن و سریع از شوهرت بخواه از اونجا بری ،قبول نکرد برو خونه پدرت ،تا مجبور بشه برین ،درضمن بهشون بابا یا مامان نگو ،محل سگم بهشون نده ،و حرف آخر اینکه خدا دستشو میشکونه که به ناحق اونم رو زن حامله دست بلند کرده خدا ازش نمیگذره شک نکن