دوستان من یک دوستی دارم که ۲۵ سالشه بعد براش یک خواستگاری اومده که این اقا ۴۲ سالشه اونوقت این اقا دکتر هستن و ظاهرا وضع مالیشون خیلی خوبه و حتی گفتن اگه این خانم همسر من بشه یک خونه به نامش میزنم.
اما خب این اقا الان در حال حاضر یک همسری دارن که این همسرشون اصلا بچه دار نمیشن و قرار بر این شده که این اقا برن یک جا خواستگاری و همسر دوم بگیرن که بتونن از همسر دومشون یک بچه داشته باشن.
حالا از اشناهای دوستم یک نفر واسطه شده و اومدن خواستگاری دوست من ، دوست منکه نه خودش قبول کرده نه خانوادش.
اما مادربزرگه این دوستم همش یا زنگ میزنه یا داره زیر گوش مادره دوستم میخونه که این دخترو بدین به همین خواستگاره بره ، چون میخواد خونه به نامش بزنه و وضعش خوبه و ثروتمنده و از این حرفاااا.
بعد دوستمم تا اینارو شنیده خیلی بهش برخورده و خیلی ناراحت شده.
شما اگه بودین ناراحت نمیشدین که اطرافیانتون همچین نظری بدن؟؟