2777
2789
عنوان

من حرف میزنم

303 بازدید | 54 پست

مادرشوهرم اصن یهو میترسه هول میکنه 😑واکنش تند نشون میده ..حرفامو به عنوان انتقاد میپذیره تو ذهنش .بیایین بگین چ فکری میکنه ؟؟؟؟؟؟

مثلا خواهرشوهر کوچیکم دیروز رفته بود مدرسه گوشیشم برده بود ..بعد ک اومد به من گفت اصن گوشیو بیخودی بردم ..اونجا الوده بود نتونستم دربیارم گفتم گوشیو ادم دربیاره از کیفتشمیشه منبع میکروب 🤣باخنده میگفتیما یهو مادرشوهرم میگه نهه نههه این اصن درنیاورده گوشیو ..🤨😐(من ک باخواهرشوهرم داشتم حرف میزدم بعدشم فازش چیه )من ن دستور دادم ن انتقاد کردم همینطوری داشتم واقعیتو میگفتم ..یا ی بار داشت میرفت لوازم  خرید به من گفت بنطرت ماسک بزنم گفتم اره بزن خطرناکه یهو بهش برخورد گفت ن کسی ماسک نمیزنه اصن ۰😳🤔ی بارم گفتم برا من سه تا ماسک بخر اگه رفتی بیرون .پولشو بهت میدم خلاصه خرید و مشکی بود .دوتاش واسع خودمون بود یکیشو میخواستم بدم زن عموم زن عموم گفت سفید بود بهتربود...بعد ی روز به مادرشوهرم گفتم اینجایی که ماسک خریدی از همینا سفیدشم داشت..؟یهو گفت مشکی چشه مگه مردم مشکیم استفاده میکنن ک (اولا ک واسه زن عموم میخواستم بعدشم ایشون فک کرده من گفتم مشکی ک توخریدی نمی پسندم) چرا اینجوریه ..ی بارم تو حیاط پارچ لیوان بناهای برادرشوهرم بود ..اومدم خیلی اروم ب مادرشوهرم گفتم لیوانا یادتون رفته بیارید تو ..حالا من خودم کیف و چادرم دستم بود ورگرنه می اوروم ...یهو ب خودش پرید گفت بذار باشن همونجا طوری نیس 🤬ی جوری نگاه کرد تو مثلا نگووو ..بعد خترش گفت مامان برو بیاد میشکنه  ..گفت ن نمیشکنه کی گفته میشکنه🙃شوهرم گفت اره پول اضافی داری لابد ...اون موقع رفت اورد ...خوب حرف بدیم نمیزدم ک 

مثلا خواهرشوهرم ی روز لباس خریده بود اورد داد بهم گفت ببین اینو خیلی گرون دادن یه تاپ خریده بود ۴۸..گفت پشیمونم ...گرون ندادن بنطرت ..گفتم اره ی کم گرونه ..مادرشوهرم تو اشپزخونه داد زد چی گرونه کی گرونه ..همه جا همینه😳حالا اون ب حرف زرن من گوش میکرد ببینه من چی میگما 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

یا ی بار داشتن میرفتن سیم کارت بخرن پدرشوهرم گفت مدارک چی ببرم گفتم کارت ملی میخوا  مادرشدهرن گفت نه فک نکنما ..هیچی انقد گفت گفت ک پدرشوهرم رفت دوباره برگشت گفت یارو گفته کارت ملی😐😐😐مادرشوهرم هی میگفت اع نمیدونستم پدرجون بهش گفت بهار داشت میگفت ک تونمیذاشتی ببرم گلی دعواش کرد 

...این مثلا چیه ک لج میکنه و حساسیت نشون میده ب حرف من؟

کلا من ی حرفی میزنم یا فک میکنه انتقاده هی لج میکنه بدتر میگه میگه میگه ....یا فک میکنه دستور دادم هی بارم لج میکنه ...باشوهرمم حرف میزنم همینه ها ..ی بار ب شوهرم گفتم فلان پیرهنت قشنگه اونو لپوش این اومد گفت ن زشته فلانه ...🙄حالا برادرشوهرم اینام میگفتن همون ک من میگم قشنگه ...ببین کلا میخواد حزف منو رد کنه ..راجع ب هرکی ک‌باشه ..چرراااااااااااا

یا مثلا یارو کفش میفروشه ۳۰ تومن گفتم من خریدم زود پاره شد ..دیگه نمیخرم ازش ...مادرشوهرم هی تند تند میگفت ن ما خریدیم ک داریم ..چیزیش نشده ک ..ن جوری نیس ن فلاته ...وای کشت مارو ..من چیکار ب این دارم فروشنده رو میگم کفشارو میکم 

..چشه چرا اینجوریه ؟مادرشوهر شمام اینجوریه؟.

توام همیشه برعکسشو بگو    

🤣😐بقزان حرف میزنم میگم اره فلانی ادم خوبیه تا دوسه ماه هی بدیاشو میگه ..😒خوب تمیشه ک چرا الرژی داره ب حرفای من...بقیه بگن خیلی پیگیر نیستا من میگم اینجوریه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز