2777
2789

خوشگلا لایکم کنید..

تاپیک گم نکنم

   ●۱۰♡فروردین♡ تولدمه😍  خانومی گل زندگی جدیدی شروع کردم لطفا از گذشتم دیگه نپرس♥️🙏 ..................به زودی🤩😍تیکر بارداری میزنم 🤰انشالله🤲🧿💟 دعاکنید 😔 انتظار فرزند سخته😔😓😢 اگه خواستی ته دلت برام یه صلوات بفرست💙♥♥♥♥   به لطف خدا و دعای شما دوستان در من دو قلب میتپه🥰🥺♥

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خیلی وقت پیش با کامنتایی که تو بعضی تاپیکا میذاشتم یه تعدادی از کاربرا ازم خواستن که داستان زندگیمو بنویسم ، تا امشب که دارم تایپ میکنم هیچوقت جدی بهش فکر نکرده بودم ولی خب شاید این راهی بشه برای کم کردن فشار و بار روانی ک در حال حاضر دارم متحمل میشم

نمیدونم از کجا شروع کنم ک از پس نوشتن و به یاداوردنش بربیام ولی خب تا جایی که بتونم سعی میکنم پیوسته بنویسم ولی حتما حتما تو دوتا تاپیک میذارمش تاپیک اول مربوط به زندگی کودکیم تا قبل بلوغ و تاپیک دوم ماجرای اصلیم که قصه عاشقیم و شکستم و ازدواجمه تا به الانم

اول از همه اینکه اسم هایی ک میگم همگی مستعارن حتی اسم کاربریمم مستعاره و برگرفته از اسم وفامیل مورد علاقم تو دوران کودکیه پس اگر جایی اشتباه لفظی در مورد اسما پیش اومد پیشاپیش معذرت میخوام


داستان از روزی شروع شد که مادر من طی خونریزی شدیدی ک تو دوران عادت ماهیانه به خاطر جثه ضعیف و کم خونیش براش پیش اومده بود بیمارستان بستری میشه


 ، اون موقع چندماهی بوده که تازه عقد کرده بودند

شدت خونریزی به حدی زیاد میشه که مادرم در حال از دست دادن جونش بوده ،


 پزشک معالج مادرم خونریزی رو هرجور بوده قطع میکنه ولی به پدرم و خانواده مادریم هشدار میده که به نفع دخترتونه هرچه زودتر باردار بشه تا بارداری از این خونریزی های سنگین قاعدگی جلوگیری کنه



پدر مادرمم با وجود اینکه تازه عقد کرده بودن به کمک اطرافیان سریع جشن عروسی و خونه رو دست وپا میکنن تا زودتر بتونن بدون حرف و حدیث برای بارداری و یه جورایی نجات مادرم اقدام کنن



یه فلش بک بزنم به یکم قبل تر از این ماجرا


مامان بابای من هم محلی بودن 

بابای من از اون دختربازای تیر محل بوده که با همه رفیق میشده تنها کسی هم که بهش پا نداده و حسابی زده تو برجکش مامانم بوده 😝

بعد این اتفاق بابام چندسال دورادور مامانمو تحت نظر میگیره تعقبیش میکنه 

حتی برای دراوردن امارش با معلم پرورشی مامانم رفیق میشه و خلاصه بعد کلی دختر بازی عاشق میشه و میره خواستگاری و در همون جلسه اول بله رو میگیره ، که خب یعنی عشقشون دو طرفه بوده ولی به خاطر خصوصیات اخلاقی مامانم کلا اهل اینجور داستانا و نامه بازی و ... نبوده به قول خودش و معتقد بوده و هست که وقتی یکی واقعا یکیو بخواد میره خواستگاری (البته این نظر من نیست و حالا در ادامه بهش اشارع میکنم)


خب برگردیم سر ماجرای به دنیا اومدن فرشته نجات جون مامانم و در واقع نجات دهنده عشق و زندگیشون


بعد از عروسی مامانم باردار میشه و پدرم طبق تعاریفش میشه خوشحال ترین ادم دنیا


اینم بگم که قدیما دیگه همتون میدونید ک مادر شوهرا رسالت خطیر گند زدن تو اعصاب عروسشونو به عهده داشتن

 مامان منم از بعد از عقد تا همین الان با مادر شوهر گرامی درگیره و کلی دعواهای وحشتناک باهم داشتن که به یاداوردنشونم منو اذیت میکنه

البته شاید یکی دوتاشو در خلال داستان براتون گفتم ولی الان واقعا اعصابم نمیکشه

لایک یه خانم خوشگل پیلیز

دوستای گلم من زیبا خفته ام نه زیبا ی خفته  🍁🌺🍁🌺 وقتی میخواستم عضو شم دوس داشتم یه شخصیت کارتونی باشه زدم سیندرلا .جودی .سفیدبرفی.و..نشد که نشد زدم زیبای خفته بازم نشد آخرش ی رو برداشتم نوشتم زیبا خفته اومد!!!هرچند چن سالی بود جسته گریخته میخوندمتون ولی همیشه نبودم نمیدونستم کسی که قبلا زده زیبای خفته چه شخصیتی داره یا از قضیه خاله سوسکه خبر نداشتم الانم هرکارکردم نمیتونم تغیر بدم اسممو 😕اگه دوس داشتین منو🏵 نگار 🏵صداکنین  
براخودم دارم میگم فکرکنم🤔

من هستم 😑

باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108