چندساله همه جوره تحمل کردم ، قبلا خودمو زده بودم به نفهمی این چندسال اخیرم به خاطر پسرم ساختم باهاش، ولی دیگه بریدم ، خیلی خیلی بداخلاقه ، قده، همسرداری بلد نیس ،
توروخدا یکی کمکم کنه ، کسایی که تجربه مشابه دارن ، چیکار کردین؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اکثرآقایان همین هستند،شماباتوجه به خودتان ورسیدگی به زندگی تان ورشدخودتان وکم محلی توام بااحتر ...
اینهمه سال خیلی تلاش کردم ، شاید درست شه ولی نشد که نشد ، بدترم شد ، همه جوره خودمو تغییر دادم بشم همونیکه میخاد ولی بیشتر تحقیر شدم ، هیچوقت برا کارایی که براش و بخاطرش کردم ازم قدردانی نکرد و
اینهمه سال خیلی تلاش کردم ، شاید درست شه ولی نشد که نشد ، بدترم شد ، همه جوره خودمو تغییر دادم بشم ه ...
اینجوری که اشاره کردی راه حل جداییه...فقط سعی کنی با توافق جدا شی واره پروسه دادگاه نشی خیلی طول میکشه و نتیجش زیاد خووب نیس ...پس با ملایمت باهاش حرف بزن و بخواه که توافقی جدا شین