سال 93 عقد کردم
در مورد آینده اهداف مشترک کلا همه چی صحبت میشد
من شاغل بودم یادمه همسرم برام ماشین میگرفت موقع رفت به خونه برام نهار میگرفت
خرید میرفتیم کلا همه چی با ایشون بود
جهیزیه هم خودم شاغل بودم ریز ریز میگرفتم ولی درکل دوتایی گرفتیم بعضی وسایلها رو
میگفت نزار رو خانوادت فشار باشه