2777
2789
عنوان

سوااال ...

211 بازدید | 34 پست

سلام بچه ها من دوسالی هست ازدواج کردم حدودا دو ماهی میشه حس میکنم همسرم دیگ بهم حسی نداره از لحاظ جنسی میگفتمم قبول نمیکرد تا امشب که گفت من اصلا دیگ نیاز ندارم و نمیدونم چم شده گف یه ماهی باهم رابطه نداشته باشیم چون اون شور شوق قبلنو ندارم منم قبول کردم اینم بگم که تو هیچ چیز کم نذاشتم ب نظر خودم البته شوهرمم  میگه همین حرف و منم دیگه خسته شدم از بس شروع کننده فقط من بودم بنظرتون چیکار کنم کلا گیج شدم فقط فکرای منفی میاد سراغم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هردم از این باغ بری میرسد😐😐😐

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ،ولی پی شبنم نمیگردم با خفت و خاری🤠بخشیدمت برو حلالت کردم نیازی نبود کاربریتو ببندی ، برگرد ،حرفاتو باور کردم 🤚
منممم همش حس میکنم یکی هست تو رابطمون اما میگردم کسی نیست یا میگم دل زده شده اوووف نمیدونم خیلی گیج ...

نمیدونم چی بگم

دلبر ناب دلم با چشای خوشگل مشکیت یکم یه نگاه ریز زیر چشمی به من بنداز که من دیوونه شم ای واای من...😍

خستگی و شرایط کاری و بدهکاری هم شرطه .... فکرش ک مشغول باشه دیگه حسی واسه س.ک.س نمیمونه

در گاوبازی جایزه نفر اول به کسی تعلق میگیره که نسبت به حملات گاو بهترین جاخالی را داده ،نه به کسی که با گاو درگیر شده،در زندگی هم وقتی گاوی به سمتتون میاد حتما کنار بکشید .!😏درگیری با گاوهای زندگی بی فایده است.

اگه اعتماد كامل داري به شوهرت فكراي منفي نكن هرچي بيشتر تلقين كني بدتره 

زيادم سمتش بري فك ميكنه چه خبره بزا اون بياد سمتت

سعي كن اين تايم حداقل يه هفته تو خونه به خودت برس 

لباساي تحريك كننده بپوش مث دامن كوتاهو اين چيزا

غيرمستقيم جلوش خودتو نمايش بده مطمعن باش جواب ميده

خستگی و شرایط کاری و بدهکاری هم شرطه .... فکرش ک مشغول باشه دیگه حسی واسه س.ک.س نمیمونه

شرایط کاریش یکم پیچیدس ولی خوب بدم نیست بدهی هم نداره واقعا خودمم میخوام قانع شم ولی نمیشه اخرش فقط گفت انقد که رتبطه داشتیم دیگ سیر شدم ی مدت نداشته باشیم تا من بیینم اوکی میشم یا نه تازه سنی هم نداره شوهرم فقط دوسال از من بزرگتره 25سالشه 

همسر منم يه تايمي يكم مشكل براش پيش اومده بود همين مدلي شده بود اصن ميلي نداشت 

منم قفلي نزدم سعي كردم بيشتر كنارش باشم بدونه مهم حضور خودشه برام ولي هميشه مرتب و لباساي بازم تنم بود تا اينكه يه شب خودش اومد سراغم كه گفت تحمل نكرده و فلان

اصن فكر خيانت نكن 

دعوام نكن 

مردا وقتي مشكلي دارن دلشون ميخاد تنها باشن 

كنارش باش غير مستقيم بزار حضورتو حس كنه ولي زيادم به پروپاش نپيج تايمي كه ديدي ارومه بشين خيلي اروم و بدون دعوا باهاش حرف بزن ببين مشكلش چيه

حتي ازش بپرس كه جايي كم گذاشتي يا اونقد لذت نميدي بهش حرف زدن خيلي خوبه

هیچ چیزی بی علت نیست بگرد دلیلشو پیدا کن،،جدا از رفتن پیش مشاورو دکترو.....و جدا از فکرای منفی ک میاد ب ذهنت ک هر فکری میتونه باشه،،،مواظب باش طلسمتون نکرده باشن،،چون مورد بوده اینجوری ک طلسمشون کردن،،،کلا رفتاراشو حرکاتشو زیر نظرت داشته باش ببین چ تغییرای دیگه ای کرده

شرایط کاریش یکم پیچیدس ولی خوب بدم نیست بدهی هم نداره واقعا خودمم میخوام قانع شم ولی نمیشه اخرش فقط ...

ببخشيد ميپرسم ولي شايد واقعا تكراري شده

چون مردا همش دنبال كاراي جديد تو رابطن

پوزيشناي جديد يا چ بدونم مثلا تو پذيرايي يا هرجور فانتزي ديگه 

اگه اعتماد كامل داري به شوهرت فكراي منفي نكن هرچي بيشتر تلقين كني بدتره  زيادم سمتش بري فك ميك ...

واقعا اگه میشد عکسمو میدادم میدیدی کلا دور بریام خانوادم همه میگن قیافم هیکلم خوبه انقد حساس شده بودم که سر این دوریش دکتر زنانم رفتم که عفونت نکرده باشم که چیزیم نبود اصلااا ، به خودمم واقعا خیلی میرسم  یحث اعتماد نیست فقط میترسم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز