من یک خواهر شوهر مجرد دارم که تو منطقه اونها سن بالا به نظر میاد. زیاد چهره جالبی نداره تو نامزدی شوهرمو راضی کردم یک پولی بده دماغشو عمل کنه. کلا هزینه هاش بیشتر با ما بوده. حالا بعد از مدتها یک شوهر براش پیدا کردیم. دیشب با هم صحبت کردن. اومده میگه آره پسره گفته وام ازدواجتو بذار حسابت یا یک تیکه زمین بخریم بشه سرمایه زندگیمون. الان واقعا ما که خودمون تازه با هزار مکافات خونه دار شدیم هنوزم کامل نشده باید براش جهازم بخریم. خیلی از پر رویش ناراحتم.
شوهر من اگه پولی داره طلاهای منو که فروخته بخره