هیچی دیگه ما اونجا عروسی کردیم و برگشتیم و اینم بگم که فردای عروسی برگشتیم و تو اون مدتی که باهم بودیم هیچ دونفره ای نداشتیم و همش کنار خانواده ها بودیم و من الان توی دلم مونده یعنی فکرشو بکنید من دوساله عقدم سر جمع دوسه بار با شوهرم نرفتم جایی یا تنها نبودیم از این میسوزم که اون اصلا براش مهم نیست و بنظرش همه چی عادیه