2777
2789
عنوان

شوهرم

281 بازدید | 19 پست

سلام.دوستان همسرم دیروز رفته شهرستان بامادرش.بعد من با خانم همکارش رفتم عروسی.با اطلاع قبلی ن بدون اجازه.یهو دیدم زنگ زده ک چرا بدون من رفتی چرا بدون اجازه رفتی .من دیگه بتو کاری ندارم.من ب بابات زنگ میزنم وبهش میگم.امشب اومد من سلام دادم جواب نداد شام اوردم.خورد رفت خوابید دلم نمخاد برم کنارش بخابم ولی بازمیگم کش پیدا میکنه این رفتارش.چیکارکنم؟حتی زنگ زدم امروز رد داد.بعد ازچن ساعت زنگ زد جان کارداشتی جلو مادرش میگم کی راه میفتی حالا منم میدونستم راه افتاده میگه معلوم نیس بعد گفت ت راهم.راهنماییم کنید

ماآرزوهامون حبس ابدخورده....💔

خودت اگه اون بدون اجازه میرفت مهمونی چه حسی داشتی 

برای خودم و زندگیم دعاهای خوب کنین که منو و شوهرم طلاق نگیریم و خوشبخت بشیم ان شاءالله 😔🙏🏻 دعا برای مادرم سر به راهیش و عاقل بشه 😔 خواهر خوشبخت بشه، 😔کم اوردم  از طرف شوهرم خیانتش هیز بودنش ،خیلی محتاجم به دعاهای قشنگتون😘ایشالله برای خوشبختیم دعا کردی صد برابر خوبش بهت برگرده آمین..کاربری چهارمهههه🥴😪🤦🏻‍♀️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خودت اگه اون بدون اجازه میرفت مهمونی چه حسی داشتی 

میگم بدون اجازه نرفتم حتی بهش گفتم مارو برسون گفت نه من باید برم بمن پول هم داد.گفتم م باتاکسی میرم اصلا نگفته نرو

ماآرزوهامون حبس ابدخورده....💔
بپرس ازش خب 

میگه نه من بتو اجازه ندادم دروغ میگی.بامن حرف نمیزنه خوابیده وقتی خودت خونه نیستی.حالا منم بعداز چن ماه رفتم عروسی.خانم همکارش اومده خونمون شوهرم دیده اونو اصلا نگفت نرو خیلی هم خوب خداحافظی کردیم باهم ولی نمدونم چش شد

ماآرزوهامون حبس ابدخورده....💔
به پر و پاش نپیچ تا سرد بشه سعی کن موقع عصبانیت کسی کاری به کارش نداشته باشی وقتی اروم شد  بهتر ...

باشه عزیزم نمیپرم.ولی عقلم میگه برو بخاب بزار اون توقیافه باشه.یه روزی قدرمو میدونه ک خیلی دیر شده باشه

ماآرزوهامون حبس ابدخورده....💔

شاید مادرش چیزی گفته .شوهرتم نظرش عوض شده

خدایا چرا هر چی صدات میکنم صدام بهت نمیرسه باهام قهری من که جز تو کسی رو ندارم اگه تو دستم رو نگیری توبهم توجه نکنی من به کجا پناه ببرم خدایا بیشتر از توانم امتحانم میکنی دیگه طاقتم تموم شده نمیکشم مگه نمیگن خدا یه دری رو ببنده در دیگه ای رو باز میکنه چرا همه درات به روم بسته است خدا جز تو پناهی ندارم پناهم باش دستم رو بگیر منو محکم تو بغلت بگیر خدایااااااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا.😪😪😪😭😭😭😭😭😭😭 
شاید مادرش چیزی گفته .شوهرتم نظرش عوض شده

شک ندارم چون امروز گفت ازاین ببعد بیشتر بحرف مادرم گوش میدم.تاحالا گوش نمیدادم

ماآرزوهامون حبس ابدخورده....💔
شک ندارم چون امروز گفت ازاین ببعد بیشتر بحرف مادرم گوش میدم.تاحالا گوش نمیدادم

بگو تا حالا گوش ندادی زندگیت عالی بود الان که گوش میدی واویلا

خدایا چرا هر چی صدات میکنم صدام بهت نمیرسه باهام قهری من که جز تو کسی رو ندارم اگه تو دستم رو نگیری توبهم توجه نکنی من به کجا پناه ببرم خدایا بیشتر از توانم امتحانم میکنی دیگه طاقتم تموم شده نمیکشم مگه نمیگن خدا یه دری رو ببنده در دیگه ای رو باز میکنه چرا همه درات به روم بسته است خدا جز تو پناهی ندارم پناهم باش دستم رو بگیر منو محکم تو بغلت بگیر خدایااااااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا.😪😪😪😭😭😭😭😭😭😭 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز