وقتاییکه میخوابیم.اون تو حالت خواب و بیداریه.نیمه هوشیار یا شاید ناهوشیار.من شروع میکنم براش حرف زدن از ارزوهام یا ارزوهایی که واسه زندگیمون دارم.یا خاطرات قشنگ میسازم از هرچیز.یا تخیل میکنم براش.
من بی ادبی میدونم تو جمع اصلا انجام نمیدم.اگه بخوام تو جم چیزی بگم بهش یواشکی تو گوشی مینویسم به بهانه اینکه چیزی نشونش بدم ببینه.یا اینکه خیلی اروم کنارش نشستم میگم.صدام بلند نیس کلا ولی خب ارومتر میگم بشنوه