برادر شوهرم با یه دختری دوسته الان قراره بریم خاسگاری.دوس ندارم صمیمی شم ولی میدونم مجبور خواهم بود .من هر چی ضربه دیدم از صمیمیته.نمیخوام نمییخواااااام.چی کار کنم ؟
من تو همه مراسمای تمشون مریضیاشون بابد باشم ولی فروسی باشه دعوت نمیکنن.من باید یکی عطسه کنه زنگ بزنم ولی کسی از اونا تا حالا حال منو نپرسیده.اینم قاطی اونا میشه .