عزیزم من بابام فوت شده و شوهرم با مامانم بحثش شده مامانمم باهام نمیسازه شوهرم منو به زور میاره خونه خودشون البته همه خرج و مخارج خونه باباش هم خودش میده مادرشوهرم از بی پدری و اینکه مامانم پشتم نیست سو استفاده میکنه هی دیتور میده اینجور کن اونجور کن امروز ساعت ۷ صبح اومده بیدارم کرده میگه الان غذا بزار تا جا بیوفته و...
ظرفارو میزاره برا من...
من خیلی وظیفه شناسم ولی بدم میاد از دستور و اینکه بخواد کاری رو بهم تحمیل کنه شوهرم هوامو داره اما هوا مامانشم داره نهایتا به مامانش هفته ای یه بار میگه خب تو هم پاشو کمککن اما کمک نمیکنه خیلی اعصابم خورده پشتوانه ندارم وکرنه یه روز نمیموندم شوهرمم مشکل نداره که خونه بگیره خودم برای جهیزیم پول کم اوردم