28سالمه یه پسر دوساله دارم همسرم کارش یجوریه بیست روز یا بیشتر خونه نیست طبقه بالای خونه مادرشیم پنج ساله سبک زندگیم شده این که هروقت رفت بیام خونه مامانم از وقتی پسرم اومده گیر دادناش که تو فقط میخوای بچه رو مامانت اینا ببینن شروع شده میدوننم کار مامانشه خونه هم بمونم باید مامانمو ببرم که صدای پایینیا بعد دوروز درمیاد خسته شدم خیلی مسائل دیگه هم هست که طولانیه یعنی هیچی تو زندگی من نیست که بخوام دلخوش باشم بهش هیچی فقط پسرم اونم که همین الآنم دارم تنها بزرگش میکنم