2777
2789
داشتیم حرف می‌زدیم بهش گفتم که خسته شدم بریم بیرون  گفت به درک گفتم ینی چی گفت ینی همین گفتم م ...

منم توعقد کتک خوردم ولی خب باباش بهش یاد میداد الانم که چندماهه اومدم خونه خودم یبار تودعوا توصورتم زده بعدم اومد گربه کرد که دفه اخرمه و گوه خوردم منم از مجبوری بخشیدم ولی خب فکرمیکنم بازم اینکارو بکنه

خیلی ناراحت شدم فشارم افتاده اصن حالم بده چشام سرخخخخ شده در و بستم رو خودم کسیم راه نمی دم 

طبیعیه شوک شدی

ولی دیگه تمومش کن خودتو بیش از این اذیت نکن

برو صورتت رو بشور 

یه موزیک ملایم گوش کن

حتما هم یه چیزی بخور

امشب رو راحت بخواب

بذار مغزت استراحت کنه که بتونی تصمیم درست رو بگیری

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز