دو سال پیش تو بیمارستان بستری بودم باهم اشنا شدیم .دو ماه پیش برای اولین بار اومد خونمون بعد ازم درباره اینکه طلا داری پول چقدر داری؟فامیلی شوهرت چیه و سوالای این مدلی میپرسید .متاسفانه من یه چیز با ارزش تو خونمون بود که نشونش دادم
مثلا بهش میگم شوهرم نمیذاره بدون اجازه کسیو بیارم خونه میگه درکت میکنم اما دو روز بعدش زنگ میزنه میگ ...
خوب کردی بگو شوهرم دوست نداره دوست داشته باشم قبلهم چندتا دوست داشتم بخاطر اینکه همش جنجال بود خونمون باهاشون قطع رابطه کردم.شوهرم به توهم گیرداده که بااینم قطع رابطه کن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بهش میگم اما پرروتر از این حرفاست نمیدونم چه ۷اکی تو سرم بریزم خیلی میترسم
ببین طلاهارو ببر ی جای امن دیگ هم از پول و این چیزات درباره اش حرف نزن...بعدم وقتی میاد بپیچونش یا برو دم در باهاش بحرف اگ گف چرا بگو شوهرت دوس نداره کسی بیاد خونمون بی اجازه اش
دلبری خدارو ببین ؛داره میگه: تاخُدات منم، از حرف مردم ناراحت و اندوهگین نباش!♡من و تو با همه فرق داریم! من تورو جوری دوست ندارم که بقیه همو دوست دارن من دلم میخواد دنیارو قشنگ کنم!من دلم میخواد تورو عاشق زندگی کنم! یه جوری که از بودنت،از حضورت از اینکه هستی لذت ببری! صبح ک چشماتو باز میکنی با خودت بگی من همونیم که یه نفر حاضرع جونشو برام بدع،برای خوشحالیم ، برای خوشبختیم،برای هرچی که من از زندگی میخوام! غصه اگه داری بگی هی بلند شو بیا دوتایی باهم غصه بخوریم!آدم تنها تنها از پسِ این همه درد برنمیاد! آدم تنهایی بیشتر دردش میاد..!من تورو اینجوری دوست دارم که چشمات برق بزنه،از ذوق،از فرط دوست داشتن و از دوست داشته شدن...اره من تورو جوره دیگه ای دوست دارم. . .😍😍💫