2777
2789
عنوان

خاسگارم گفت...

| مشاهده متن کامل بحث + 336 بازدید | 30 پست

چه خواستگار پررویی چه خودشو دست بالا گرفته بزارم برم خب برو  زنه با یه بچه از شوهرش جدا میشه تو که هنوز نه به دار نه به بار

هرگز اجازه نده یک روز بد این احساس رو بهت بده که زندگی بدی داری

به نظرم همین الان بهم بزن .

شما هم سعی کن با کسی ازدواج کنی که نه خواهر داشته باشه نه برادر .حتی سعی کن پدر و مادرم نداشته باشه .


خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

این دیگه اوج پروییه

نه قبول میکنه توقعش بی جا بوده نه عذرهواهی میکنه

تازه حرف رفتنم میزنه 

میخواد به این وسیله راضیت کنه که اگه نکنی میرم‌ 

والا بذار برسی برادر من بعد حرف رفتن‌بزن 😐



میگما شما چجوری انقدر با خواستگاران راحتید اصن خواستگارن یا دوست پسر شایدم شوهر والا ما که از این ...

عزیزم خوب همکاریم دیگه روابط خیلی خشک نداشتیم که....از قبل همو میشناختیم تو محیط کار میدیدیم همو

پیدا کن منم بله میگم

😂 چشم

خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 
این دیگه اوج پروییه نه قبول میکنه توقعش بی جا بوده نه عذرهواهی میکنه تازه حرف رفتنم میزنه  م ...

اره عذر خاهی کرد کلی 

گفت ببخشید تند رفتم

درکل تهدیدش به خاطر اینه من لجبازم اینو راست میگه من خیلیی لجبازمم میگه لجبازیتو کنار نزاری و هی قهر کنی میرم

منم گفتم بروووو

اره عذر خاهی کرد کلی  گفت ببخشید تند رفتم درکل تهدیدش به خاطر اینه من لجبازم اینو راست میگه م ...

عزیزم یه سوال 

چرا مخالفت کردی ؟

چرا مدارکت ندادی به خواهر شوهرت ؟

شوهر خواهر من به اسم خودش ثبت نام کرد ولی قراره ما پولش بدیم .

مردا گذشت دارن چرا ما زنا نداشته باشیم ؟

خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 

خاستگارت؟؟؟واااا مردم به نام زنشون ماشین نمییکنن 

میزاشتی بنامت میکرد خب

زنی هم زیر لب گوید؛گریزانم ز این خانه.......ولی از خود چنین پرسید،،،،، چه کس موهای طفلم را....پس از من میزد شانه؟؟؟؟

عزیزم یه سوال  چرا مخالفت کردی ؟ چرا مدارکت ندادی به خواهر شوهرت ؟ شوهر خواهر من به اسم خودش ...

خواهر شوهرم اخه نیست محرم صفر ۳ بار تماس گرفتن بعد محرم بیان خونمون همکارمه هنوز خاسگاریه رسمی هم صورت نگرفته 

حس کردم داره سو استفاده میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108