خاسگارم گفت مدارکپو بدم خاهرش ماشین ثبت نام کنه به نام من یعنی به اسم من برای خودش
مخالفت کردم چون حس کردم نباید صمیمی بشم
اونم ناراحت شد
امروز اومد عذرخاهیو گفت پیش خواهرش ضایش کردم
گفت من بچمو لجباز و یه کاری نکنم بزاره بره
منم گفتم رفتنی باید بره امروز بری بهتر از فرداست
اونم بهش برخورد
البته من به شدت لجبازم اما حس میکنم حقش بود