یه سال از اون روز نحس گذشت. کنجد کوچولوی توی دلمو ازمون گرفتی، نمیخوای بهم برگردونیش؟ تا کی باید قرص بخورم؟ من که بدون قرص و دکتر حامله شده بودم، چون تو خواسته بودی؛ ولی حالا که میرم دکتر، این همه برص میخورم، چرا نمیخوای حامله بشم؟ گناه من چیه؟ هر وقت نزدیک پریودم میشه با شوق و ذوق بیبیچک میخرم، به امید دیدن دوتا خط قرمز، ولی انگار با این کارم همش خودمو آزار میدم. چون هیچوقت مثبت نمیشه. خدا جونم من دلم بچه میخواد. چرا به منی که دلم بچه میخواد نمیدی، ولی به کسی که هی پشت سر هم بچه سقط میکنه، زود زود بچه میدی؟ بندههای بدت حرفشون برو داره؟ ما نداریم؟ دلم شکسته، نمیخوام ناامید بشم ولی برای اولین بار ازت ناراحتم...